در ابتدای قرن بیستم وقتی کمپانی معروف آلمانی بوش به هندوستان رفت و میخواست برای زیرمجموعه های خود نیرو بچیند سعی کرد به جای افراد توصیهشده توسط جریانات سیاسی که به دنبال نفوذ به این ساختار بودند از نیروهای متخصص و تکنیسین هایی استفاده کند که قبل از همه امتحان خود را در عمل پس داده بودند. اگر می بینیم هنوز هم با وجود همه پیشرفت ها،برندی مثل بوش را به عنوان برندی معتبر و قدرتمند در حیطه صنایع اتوماتیک می شناسند به دلیل همان نگاه فن سالارانه است. حالا از یک تحصیلکرده آلمان که در خانواده ای فرهنگی هم رشد کرده و در تجربیات قبلی خود نیز فردی آرام، اهل مطالعه و در عین حال ریزبین نشان داده اصلی ترین انتظار همین توجه به خبره های مدیریتی است. با وجود همه شایعات، رائد فریدزاده فرد توصیه پذیری نیست و در بین الملل فارابی هم سعی کرد کار خود و آنچه که بلد بود را انجام دهد و تا حد زیاد به اشخاص و جریانات سیاسی باج نداد. حالا که دنبال ثبات بدنه سینما و حل مشکلات صنفی اهالی سینما بعد از رکوردشکنی های گیشه هستیم همان خط مشی در انتخاب زیرمجموعه ها به کار گرفته خواهد شد. سینمای ایران در همین مقیاس هم افراد متخصص کم ندارد. افرادی مثل حبیب ایل بیگی، روح الله سهرابی، یزدان عشیری و کامران ملکی، در طی گذر سالیان نشان داده اند نیروهایی قابل اعتماد هستند که تقریبا بی سیاسی بازی در هر منصبی که بوده اند، کار خود را درست انجام داده اند. حبیب ایل بیگی با سابقه ریاست انجمن سینمای جوان و معاونت نظارت حالا گزینه ای جاافتاده برای مدیریت فارابی است به شرط آن که در شوراهای فارابی هم تحولی لازم برای استفاده از سینماگران برجسته ایجاد کند. روح الله سهرابی با تجربه معاون نظارت عرضه و حل مشکل بسیاری از آثار توقیفی در دولت سیزدهم از چپ راست و ابلق تا علفزار و ملاقات خصوصی و از بی بدن و روشن تا عامه پسند و مجبوریم و مسیح پسر مریم و…، میتواند گزینه ای مناسب برای معاونت نظارت باشد. یزدان عشیری مدیرکل روابط عمومی فعلی سینما که سابقه مدیریت در ساختارهای مختلف از جشنواره مقاومت تا جشنواره شهر و مقاومت و انجمن سینمای جوان و حوزه هنری داشته و یکتنه اسباب ایجاد آرامش در تعاملات رسانه ای سینما در کوران بحران های مختلف از کرونا تا ناآرامی های اجتماعی را داشته میتواند گزینه ای مناسب هم برای ریاست انجمن سینمای جوان باشد که در آن تجربه هم دارد و هم میتوان با استفاده از چنین گزینه ای برای مدیریت موزه سینما شرایط ایجاد تحول در این نهاد و حرکت آن به سمت درآمدزایی را فراهم کرد. کمااینکه عشیری سابقه همکاری با فریدزاده در بین الملل فجر و فارابی و برگزاری نشست های مختلف را داشته و حتی اگر در همان روابط عمومی بخواهد ادامه کار دهد حالا میتواند با اعتماد کامل تر ایجاد یک فراگیری همه جانبه در اطلاع رسانی سازمان را رقم زند. کامران ملکی از دیگر گزینه هایی است که فریدزاده میتواند به او اتکا کند. یک نیروی صنفی حرفه ای و بااخلاق که مدتی هم به عنوان نماینده اصناف در سازمان سینمایی فعالیت کرد و حالا فریدزاده میتواند از او هم به عنوان یکی از بهترین گزینه ها هم برای مدیریت در مرکز گسترش یا فارابی و هم به عنوان فرد صنفی خوشنام برای حل مشکلات متعدد معیشتی اهالی سینما بهره جوید. اگر بخواهیم به سراغ گزینه های خارج سازمان برویم میتوانیم به ابراهیم داروغه زاده، محمد آفریده، محمد حمزه زاده، امیر تاجیک، فرید فرخنده کیش و…،اشاره کنیم که با اندکی اعتماد به آنها میشود هر کدام از زیرمجموعه های استراتژیک سینما را اداره کرد. امثال داروغه زاده،آفریده و حمزه زاده یک مزیت بزرگ دارند و آن هم تجربه کافی است که باعث میشود حضور آنها در مرکز گسترش، فارابی، انجمن سینمای جوان یا جشنواره هایی مثل جشنواره فجر و کودک و حقیقت و کوتاه بسیار مثمرثمر باشد. مدیری مثل امیر تاجیک با تجربه در شبکه مستند از گزینه های قابل اتکایی است که میتوان از او در مرکز گسترش سینمای مستند استفاده کرد تا یک نوزایی در این مجموعه انجام شود. محمد حمزه زاده که بانی تحولات تازه حوزه هنری به خصوص در بحث سالن سازی است،گزینه ای نیک برای فارابی یا سینماشهر است و محمد آفریده نیز فردی شریف برای مدیریت انجمن سینمای جوان یا جشنواره فجر است.
سینمای ایران بعد از چهار دهه از پاگیری سینمای بعد از انقلاب اسلامی فرصتی برای سعی و خطا ندارد و به نظر میرسد رائد فریدزاده نیز به سمت حفظ نیروهای خبره و ترمیم زیرمجموعه سینما با افراد خوشنام خواهد رفت تا در عین نخبه سالاری آن پیش نیاز دولت چهاردهم که وفاق است هم برآورده گردد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0